پرش به محتوا

چرا بعضی برنامه‌هایی که برای خودمان می‌ریزیم شکست می‌خورند؟

Behnaz.Pirabi Behnaz.Pirabi
۲۵ مهر ۱۴۰۵
۱۱ دقیقه مطالعه
۶ بازدید
۰ دیدگاه
فردی که در اجرای برنامه روزانه اش ناموفق است

 

حتماً برای شما هم پیش آمده که با انگیزه زیاد یک برنامه دقیق برای خودتان بچینید؛ از ورزش و مطالعه گرفته تا انجام کارهای عقب‌افتاده یا یادگیری یک مهارت جدید. شاید حتی برای هر کار ساعت مشخصی تعیین کنید و مطمئن باشید این بار همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود. اما چند روز بعد، بخشی از کارها انجام نشده‌اند و برنامه‌ای که با دقت نوشته بودید، کم‌کم کنار گذاشته می‌شود.

این اتفاق لزوماً به معنی تنبلی یا بی‌ارادگی نیست. گاهی مشکل از خود برنامه‌ریزی است. اگر برنامه با زمان، انرژی، اولویت‌ها و شرایط واقعی زندگی هماهنگ نباشد، حتی داشتن انگیزه و تلاش زیاد هم نمی‌تواند کمک کند همیشه به آن پایبند بمانیم.

اما چرا بعضی برنامه‌هایی که برای خودمان می‌ریزیم شکست می‌خورند؟ شناختن دلیل این اتفاق کمک می‌کند برنامه‌هایی هماهنگ تر با شرایط خودمان داشته باشیم؛ برنامه‌هایی که به‌جای ایجاد فشار بیشتر، واقعاً ما را به سمت هدف‌هایمان هدایت کنند.

۷ دلیل رایج شکست برنامه‌ها

۱. برنامه‌ریزی غیرواقع‌بینانه

فردی که با فهرست طولانی کارها احساس سردرگمی می‌کند

یکی از رایج‌ترین دلایل شکست برنامه‌ها این است که هنگام نوشتن آن، شرایط واقعی خودمان را در نظر نمی‌گیریم. ممکن است برای یک روز چندین کار مهم تعیین کنیم، بدون اینکه ببینیم برای انجام همه آن‌ها چقدر زمان و انرژی داریم.

مثلاً تصور کنید بعد از یک روز کاری خسته‌کننده، سه ساعت مطالعه، یک ساعت ورزش و چند کار شخصی را در برنامه خود قرار داده‌اید. روی کاغذ همه‌چیز شدنی به نظر می‌رسد، اما در عمل به احتمال زیاد بخشی از آن‌ها انجام نمی‌شود.

یک برنامه خوب قرار نیست فهرستی از تمام کارهایی باشد که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه باید متناسب با توان، زمان و سطح انرژی ما باشد. هرچه برنامه با شرایط روزمره ما تناسب بیشتری داشته باشد، احتمال اجرای آن هم بیشتر می‌شود.

۲. مشخص نکردن اولویت‌ها

گاهی مشکل برنامه طولانی بودن فهرست کارها نیست؛ مشکل این است که نمی‌دانیم کدام کار اهمیت بیشتری دارد. وقتی همه کارها را به یک اندازه مهم در نظر می‌گیریم، ممکن است زمان زیادی را صرف کارهای کم‌اهمیت کنیم و کارهای ضروری را به آخر روز یا هفته موکول کنیم.

مثلاً اگر هم باید یک گزارش کاری را آماده کنید، هم به چند ایمیل قدیمی پاسخ دهید و هم اتاقتان را مرتب کنید، بهتر است ابتدا کاری را انجام دهید که مهلت نزدیک‌تر یا اهمیت بیشتری دارد.

برای جلوگیری از این مشکل، قبل از نوشتن برنامه مشخص کنید کدام کارها ضروری‌تر هستند. لازم نیست همه کارها را هم‌زمان پیش ببرید. وقتی اولویت‌ها مشخص باشند، تصمیم‌گیری راحت‌تر می‌شود و زمان و انرژی خود را روی کارهایی می‌گذارید که بیشترین اهمیت را دارند.

۳. تخمین اشتباه زمان انجام کارها

برنامه ریزی متناسب با زمان انجام کارها

گاهی برنامه‌ای که می‌نویسیم روی کاغذ منطقی به نظر می‌رسد، اما زمان واقعی انجام کارها را کمتر از چیزی که هستند در نظر گرفته‌ایم. مثلاً ممکن است فکر کنیم انجام یک کار فقط ۳۰ دقیقه طول می‌کشد، در حالی که آماده شدن، وقفه‌های کوتاه و جزئیات آن باعث می‌شود به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.

وقتی برای هر کار زمان کمی در نظر می‌گیریم، برنامه خیلی زود از زمان‌بندی عقب می‌افتد. بعد از آن، انجام کارهای بعدی هم به تأخیر می‌افتد و ممکن است احساس کنیم از برنامه عقب مانده‌ایم.

برای داشتن برنامه‌ای که قابل اجرا باشد، بهتر است قبل از تعیین زمان، به تجربه‌های قبلی خودمان توجه کنیم. اگر کاری را قبلاً انجام داده‌ایم، ببینیم معمولاً چقدر زمان برده است. همچنین بهتر است بین کارها کمی زمان خالی بگذاریم تا یک تأخیر کوچک، کل برنامه روز را به هم نریزد.

۴. وابسته بودن برنامه به انگیزه

 

انگیزه می‌تواند شروع خوبی برای انجام یک کار باشد، اما همیشه ماندگار نیست. ممکن است یک روز برای رسیدن به هدفمان انرژی و اشتیاق زیادی داشته باشیم و روز دیگر، به دلیل خستگی یا مشغله، همان کار برایمان سخت‌تر شود. اگر برنامه‌ای که می‌نویسیم فقط در روزهای پرانرژی قابل اجرا باشد، احتمال زیادی دارد که بعد از مدتی آن را رها کنیم.

مثلاً ممکن است تصمیم بگیریم هر روز یک ساعت ورزش کنیم، اما روزی که انرژی کمتری داریم، انجام همین کار برایمان سخت شود. اگر تمام برنامه به انگیزه وابسته باشد، ممکن است با کاهش انرژی و انگیزه در بعضی روزها، دیگر آن را ادامه ندهیم.

بهتر است برنامه را طوری تنظیم کنیم که حتی در روزهایی که انگیزه کمتری داریم هم بتوانیم بخشی از آن را انجام دهیم. در این حالت، ادامه دادن برنامه به حال‌وهوای همان روز وابسته نمی‌شود و حفظ عادت‌ها هم راحت‌تر خواهد بود.

۵. نداشتن انعطاف در برنامه

تغییر برنامه روزانه متناسب با شرایط جدید

زندگی همیشه طبق برنامه‌ای که از قبل نوشته‌ایم پیش نمی‌رود. ممکن است یک کار ضروری پیش بیاید، برنامه‌ای جابه‌جا شود یا اتفاقی باعث شود نتوانیم بعضی کارهای روزانه را در زمان مشخص انجام دهیم. اگر برنامه بیش از حد فشرده و بدون زمان خالی باشد، یک اتفاق کوچک می‌تواند نظم کل آن را به هم بزند.

برای داشتن برنامه‌ای انعطاف‌پذیر، بهتر است همه ساعت‌های روز را از قبل پر نکنیم. در نظر گرفتن زمان‌های کوتاه برای استراحت آگاهانه و همچنین چند بازه خالی برای جبران کارهایی که ممکن است عقب بیفتند، کمک می‌کند برنامه با تغییرات روزانه راحت‌تر هماهنگ شود.

مثلاً اگر برای عصر یک ساعت مطالعه در نظر گرفته‌اید، می‌توانید کمی زمان خالی بعد از آن داشته باشید تا اگر کاری طول کشید یا اتفاقی پیش آمد، فرصت جبران داشته باشید. این کار باعث می‌شود با یک تغییر کوچک، کل برنامه روزتان به هم نریزد.

۶. شروع هم‌زمان چند تغییر

گاهی وقتی تصمیم می‌گیریم شرایطمان را بهتر کنیم، می‌خواهیم چند عادت را با هم تغییر دهیم. مثلاً از اول هفته تصمیم می‌گیریم زودتر بیدار شویم، ورزش کنیم، مطالعه داشته باشیم، غذای سالم‌تری بخوریم و زمان استفاده از گوشی را هم کم کنیم. هرکدام از این تصمیم‌ها به‌تنهایی می‌تواند مفید باشد، اما انجام هم‌زمان آن‌ها ممکن است برنامه را سنگین کند.

وقتی تغییرات زیادی را یک‌باره شروع می‌کنیم، توجه و انرژی ذهنی ما بین کارهای مختلف تقسیم می‌شود. در نتیجه ممکن است بعد از مدتی نتوانیم هیچ‌کدام را به شکل منظم ادامه دهیم.

بهتر است تغییرات را با اولویت‌بندی پیش ببریم و ابتدا روی چند مورد مهم‌تر تمرکز کنیم. وقتی یک عادت جدید کم‌کم در برنامه روزانه جا افتاد، می‌توانیم تغییر بعدی را به آن اضافه کنیم. این روش کمک می‌کند اجرای برنامه فشار زیادی ایجاد نکند و احتمال ادامه دادن آن بیشتر شود.

۷. رها کردن برنامه بعد از یک روز ناموفق

فردی که پس از یک روز ناموفق دوباره برنامه‌ریزی خود را شروع می‌کند

 

هیچ برنامه‌ای قرار نیست همیشه دقیقاً طبق چیزی که نوشته‌ایم پیش برود. حتی اگر برای استراحت و جبران کارهای عقب‌افتاده هم زمان در نظر گرفته باشیم، ممکن است باز هم کارها دقیقاً طبق برنامه پیش نروند. شاید یک روز نتوانیم به همه کارها برسیم یا بخشی از برنامه را انجام ندهیم. مشکل زمانی شروع می‌شود که این اتفاق را نشانه شکست برنامه بدانیم و آن را کاملاً کنار بگذاریم.

مثلاً اگر تصمیم گرفته‌اید هر روز مطالعه کنید و یک روز به دلیل مشغله نتوانستید این کار را انجام دهید، لازم نیست برنامه را از ابتدا شروع کنید یا منتظر هفته بعد بمانید. می‌توانید از روز بعد دوباره به برنامه برگردید و ادامه دهید.

بهتر است بررسی کنید چه چیزی باعث شد به کارتان نرسید و اگر لازم بود، برای روزهای بعد تغییر کوچکی در برنامه ایجاد کنید. این نگاه کمک می‌کند یک وقفه کوتاه، مسیر کلی شما را متوقف نکند.

چطور برنامه‌ای بنویسیم که احتمال اجرای آن بیشتر باشد؟

شناختن دلایل شکست برنامه‌ریزی فقط زمانی مفید است که بتوانیم از آن‌ها برای بهتر کردن برنامه‌های خودمان استفاده کنیم. برای این کار لازم نیست برنامه‌ای پیچیده یا خیلی دقیق داشته باشیم. چند تغییر ساده می‌تواند برنامه را با شرایط واقعی زندگی هماهنگ‌تر کند.

هدف را به کارهای مشخص تبدیل کنید

فردی که هدف‌های خود را به کارهای مشخص و قابل انجام تبدیل می‌کند

گاهی هدفی که برای خودمان تعیین می‌کنیم کلی است؛ مثلاً «می‌خواهم بیشتر مطالعه کنم» یا «باید ورزش را شروع کنم». چنین هدف‌هایی به‌تنهایی مشخص نمی‌کنند که دقیقاً چه کاری باید انجام دهیم.

بهتر است هدف را به یک کار مشخص تبدیل کنیم. مثلاً به‌جای اینکه فقط بنویسیم «مطالعه»، مشخص کنیم «امشب ۳۰ دقیقه کتاب می‌خوانم». وقتی کار دقیق‌تر باشد، شروع کردن آن هم راحت‌تر می‌شود و می‌دانیم چه چیزی را باید در برنامه قرار دهیم.

متناسب با شرایط خودتان برنامه بنویسید

هر برنامه‌ای که برای یک نفر مناسب است، لزوماً برای شما هم جواب نمی‌دهد. ساعت خواب، میزان انرژی، ساعات کاری یا تحصیل و حتی عادت‌های روزانه افراد با یکدیگر متفاوت است. بنابراین بهتر است به‌جای کپی کردن برنامه دیگران، برنامه‌ای متناسب با شرایط خودتان بنویسید.

مثلاً اگر فردی هر روز صبح زود انرژی زیادی دارد، ممکن است انجام کارهای مهم در ابتدای روز برای او مناسب باشد. اما اگر شما معمولاً عصرها تمرکز بیشتری دارید، می‌توانید کارهای مهم‌تر را به آن زمان منتقل کنید.

شناختن عادت‌های روزانه و توجه به شرایط واقعی زندگی کمک می‌کند برنامه‌ای بنویسید که اجرای آن برایتان آسان‌تر باشد.

آهسته و پیوسته پیش بروید

فردی که با انجام قدم‌های کوچک به‌صورت مداوم برای رسیدن به هدف تلاش می‌کند

گاهی تصور می‌کنیم برای رسیدن سریع‌تر به هدف باید در چند روز اول فشار زیادی به خودمان وارد کنیم. مثلاً تصمیم می‌گیریم هر روز چند ساعت مطالعه کنیم، ورزش سنگینی داشته باشیم یا ساعت بیدار شدنمان را چند ساعت زودتر کنیم. ممکن است این روش یکی دو روز جواب بدهد، اما ادامه دادن آن معمولاً سخت است و در نهایت ممکن است برنامه را کاملاً کنار بگذاریم.

در کتاب برتری خفیف، جف اولسون روی اهمیت پیشرفت‌های کوچک و مداوم تأکید می‌کند. نکته اصلی کتاب این است که تغییرات کوچک، وقتی در طول زمان تکرار شوند، می‌توانند به نتایج قابل‌توجهی برسند.

بنابراین لازم نیست برای پیشرفت، هر روز بیشترین توانمان را به کار ببریم. بهتر است برنامه ای را انتخاب کنیم که بتوانیم به آن پایبند بمانیم. مثلاً به‌جای قرار دادن روزانه دو ساعت مطالعه در برنامه که ممکن است بعد از چند روز دیگر نتوانید به آن عمل کنید، ۳۰ دقیقه مطالعه را در برنامه قرار دهید اما به آن پایبند بمانید.

هدف برنامه‌ریزی فقط این نیست که در چند روز کارهای زیادی انجام دهیم؛ مهم‌تر این است که بتوانیم مسیرمان را برای مدت طولانی ادامه دهیم. گاهی یک تغییر کوچک که هر روز تکرار می‌شود، در طول زمان نتیجه‌ای بسیار بزرگ‌تر از یک تلاش سنگین و کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند.

سؤالات متداول

چطور بفهمیم برنامه‌ای که نوشته‌ایم واقع‌بینانه است؟

یکی از راه‌های ساده این است که برنامه را برای چند روز اجرا کنید و ببینید در عمل چقدر از آن قابل انجام است. اگر بیشتر روزها مجبور می‌شوید کارها را جابه‌جا کنید یا بخشی از آن‌ها را حذف کنید، احتمالاً برنامه به اصلاح نیاز دارد. برنامه واقع‌بینانه باید با شرایط معمول زندگی شما هماهنگ باشد، نه فقط با روزهایی که وقت و انرژی زیادی دارید.

آیا برنامه‌ریزی روزانه بهتر است یا هفتگی؟

این موضوع به نوع کارها و سبک زندگی شما بستگی دارد. برنامه‌ریزی هفتگی برای مشخص کردن کارهای مهم و دیدن تصویر کلی هفته مناسب است، در حالی که برنامه‌ریزی روزانه کمک می‌کند بدانید هر روز دقیقاً روی چه کاری تمرکز کنید. می‌توانید ابتدا برنامه کلی هفته را مشخص کنید و سپس کارهای هر روز را بر اساس شرایط همان روز تنظیم کنید.

چطور برای رسیدن به یک هدف بزرگ برنامه‌ریزی کنیم؟

بهتر است هدف بزرگ را به چند مرحله کوچک‌تر تقسیم کنید و برای هر مرحله یک نتیجه مشخص در نظر بگیرید. سپس هر مرحله را به کارهایی تبدیل کنید که بتوانید در برنامه روزانه یا هفتگی خود قرار دهید. این کار باعث می‌شود هدفی که در ابتدا دور از دسترس به نظر می‌رسد، به مجموعه‌ای از کارهای مشخص و قابل انجام تبدیل شود.

آیا برنامه‌ریزی دقیق باعث افزایش بهره‌وری می‌شود؟

دقیق بودن برنامه به‌تنهایی باعث بهره‌وری بیشتر نمی‌شود. گاهی یک برنامه ساده که به‌راحتی قابل اجراست، از برنامه‌ای بسیار جزئی و سخت‌گیرانه نتیجه بهتری می‌دهد. بهتر است میزان جزئیات برنامه را بر اساس نیاز خودتان تعیین کنید و فقط مواردی را مشخص کنید که واقعاً به تصمیم‌گیری و انجام کارها کمک می‌کنند.

جمع‌بندی

فردی در حال نوشتن برنامه روزانه

اگر برنامه‌ای که برای خودمان می‌نویسیم اجرا نمی‌شود، لزوماً به این معنی نیست که تنبل هستیم یا اراده کافی نداریم. گاهی برنامه بیش از حد سنگین است، با شرایط زندگی ما هماهنگ نیست یا برای ادامه دادن آن زمان و انرژی کافی در نظر نگرفته‌ایم.

اگر یک برنامه جواب نداد، آن را پایان کار ندانید. کمی مکث کنید، ببینید چه چیزی مانع اجرای آن شده و برنامه را متناسب با شرایط جدیدتان تغییر دهید. گاهی موفقیت در برنامه‌ریزی نه در داشتن یک برنامه بی‌نقص، بلکه در توانایی اصلاح کردن و ادامه دادن آن است.

حالا یک کاغذ یا دفتر بردارید و فقط سه کار مهمی را که می‌خواهید فردا انجام دهید بنویسید. زمان تقریبی هرکدام را مشخص کنید. از همین برنامه ساده شروع کنید تا به مرور یک برنامه کاربردی و قابل اجرا داشته باشید.

 

این مطلب چه حسی به شما داد؟
۰ رأی ثبت‌شده
اشتراک‌گذاری مطلب
Behnaz.Pirabi
نویسنده

Behnaz.Pirabi

نویسنده و تولیدکننده محتوا در این وبلاگ.

مطالب مرتبط

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * مشخص شده‌اند.